دیروز هرزچندگاهی درد ناحیه شیکمی داشتمشب درداش بیشتر شدوقتی شیکمم درد میگیره اولین چیزی ک ب ذهنم میرسه اپاندیسهشت شب خوابیدم یازده از درد بیدار شدم و سرچ زدم و دیدم نه واقعا مث اینک همه علائم اپاندیس داره نمود پیدا میکنه، تا یک بیدار بودم و می پیچیدم و توی فکر زنگ ب اورژانس و اینا بودم که یه دشوری رفتم و اومدم دردش کمتر شدصبح با ترس و لرز بیدار شدم و دیدم نه مث اینکه خوب شدهولی هنوز میترسم.من همیشه ادعام میشد از مرگ نمیترسم ولی الان هر وقت اتفاقی این چنینی برام میفته مث سگ میترسم از مرگ.نمیدونم چراولی توی ذهنم هنوزم میگم بابا مرگ چیزی نیست ک اتفاقا یه رهایی خاصی باید درش باشهولی نمیدونم چرا میترسمشاید وابستگی هام بیشتر شده
برچسب:
نویسنده: روژان رفیعی
تاريخ: جمعه
7 مهر
1402 ساعت: 15:12